خاطرات فراموش نشدنی

خرید بک لینک

تونی لوسیانی در سال 1956 در آنتاریو تورنتو به دنیا آمد. او در اصل نقاش برجستهای است که به گفته خودش 40 سال در این مسیر فعالیت کرده و  بنیانگذار و عضو سابق شورای هنر مینتو است. پس از سالها در مییابد که «عکاسی» نیز میتواند مکمل خوبی برای آفرینش یک اثر هنری در کنار نقاشی باشد و شاید خیلی زودتر به برون ریزی احساسات درونی و آمیختن آن به هنر کمک کند. در همین راستا مجموعهای از تونی که این اواخر بسیار مورد توجه رسانهها و مخاطبانش قرار گرفته به نام Mamma In The Meantime است. پرتره هایی از مادر 93 سالهاش که به بیماری زوال عقل مبتلا است اما در عین حال قابلیت این را دارد که به کمک پسرش داستان هایی را روایت کند از زندگی شخصی و احساسات درونیاش که تا حدی سرکوب شده و به واسطه بیماری به مرور فراموش میشوند. تونی با این مجموعه حیرت انگیز تلاش میکند کلیشه پیری و بیماری که بر اثر کهولت سن به وجود آمده است را به چالش بکشد و به نوعی زندگی دوبارهای را برای مادرش رقم بزند.

تمام عکسهای تونی از مادرش روایتی از عشق، احساسات و اندوه است. تصویری واقع بینانه که در عین حال به دنبال روزنهای از امید دست به هر کاری میزند و تفسیری دیگر و نگاهی دیگر را اول برای مادرش و سپس برای مخاطبانش نشان میدهد. مادر تونی به عنوان یک مدل طبیعی  نقشهایش را نا خودآگاه در برابر دوربین پسرش به خوبی اجرا میکند و تبدیل به چهرهای دوست داشتنی و جذاب برای رسانه ها و مردم شده است و این در حالی است که مردم از تصاویر پر زرق و برق بیشتر استقبال میکنند و عکسهای تونی  از  مادرش که اغلب هم سیاه  سفید است و موضوعی شخصی و اندوه گین دارد مورد توجه قرار گرفته است. او آنقدر شوق و اشتیاق در خودش و مادرش به وجود آورده که پرترههای مادرش توانسته با هر مخاطبی در گوشه و کنار دنیا ارتباط برقرار کند.  

تونی در بیشتر عکسهایش جوانی مادرش را یاد آوری میکند در کنار چهره سالخورده و پر از چین و چروکی که امروز مادرش را ساخته است. تضاد زنی زیبا، سالم و توانمند که توان مقابله با مشکلات زندگی را داشته و حالا در برار زنی قرار گرفته که تمام این سال ها درونش زیسته و به مرور خودش را نمایان کرده، زن زیبا و جوان را کنار زده و بر جایگاه او تکیه زده است. زنی  که به گذشتههای دور و نزدیک سفر میکند. با سایهای از عشق دوران جوانی سر یک میز مینشیند، در خیال کودکیش با اشتیاق طناب بازی میکند و یاد دورانی میافتد که به جای ویلچر کالسکه کودکش را حمل میکرده است.

انتخاب تم سیاه و سفید برای عکسها به نظر کاملا به جاست و میتواند اشارهای به بخش تاریک داستان تونی و مادرش داشته باشد: «بیماری».

 شناخت زوایا، نور، انتخاب استایل مناسب، ترکیب بندی و در نهایت ادیت پایانی عکسها این نکته را به یاد مخاطب میاندازد که تونی به واسطه نقاشی و آگاهی از تمام این موارد، آسانتر از یک آماتور به عکاسی پرداخته است. عکسهای تونی لوسیانی از مادر 93 ساله بیمارش میتواند تلنگر محکمی باشد به مخاطبان حاظر که توجه بیشتری به اطرافشان داشته باشند و به یاد بیاورند که سالمندان در این سن وسال اگر توجه و اشتیاق دیگران را برای زندگی و تحمل بیماریاشان ببینند راحت تر به سمت روزهای پایانی عمرشان گام بر میدارند. و به طور حتم تمام زندگی در انتظار مرگ بودن نیست، بلکه تمایل به زندگی کردن است...

 

دلم می خواهد جایی از زمان متوقف شوم...

ما را در سایت دلم می خواهد جایی از زمان متوقف شوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1400 ساعت: 3:09

صفحه بندی